شعر “به رسمِ هر روز” از مریم قهرمانلو

0
-

سایت تفریحی پویه

امروز به رسمِ هر روز

نشستم حساب کردم که تا به حال چقدر برایت مرده ام.

آغوش ها را شمردم، دوستت دارم ها را.

نشستم و یادم آمد چقدر مشغولم به تو.

به عشق

به چشم‌هایت …

فکر کردم به شمعدانی های پشتِ پنجره

به فنجانِ چای

به دستگیره ی در

به آینه

به دست‌هایم …

و به هرچیزی که ردِ انگشتانت روی آنها مانده بود.

خیره ماندم به قابِ عکس

به ایستادنت

به ترمه ی فیروزه ایِ روی میز

به سلیقه‌ات …

نفسِ عمیقی کشیدم و دست بردم سمتِ فنجان

و چایی که برای چندمین بار سرد شده بود

عصایم را از کنارِ میز برداشتم

و با هزار زحمت رفتم

که چای را تازه کنم

بعد برگردم، بنشینم رو‌به‌روی پنجره

و یک دلِ سیر

فکر کنم به سال‌های نداشتنت …

شاعر : مریم قهرمانلو


گردآوری : بخش فرهنگ و هنر پویه


نظر بدهید

ارسال نظر با محتوای سیاسی و توهین آمیز مورد تایید قرار نمی‌گیرد.

وارد کردن ایمیل اختیاری است و در صورت وارد کردن ،آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.

وارد کردن نام اجباری نیست ولی بهتر است که نامی برای خود بنویسید.

نظرات خود را به زبان فارسی بنویسید.

نظرات در کمتر از چند ساعت پاسخ داده خواهند شد.